یک وبلاگ دیگر از یک برنامه نویس دیگر
نوشتههایی با برچسب Bita
یه کم درباره گذشته….
اردیبهشت ۲۶م
چند وقتی بود که درگیر بودم. یه سر رفتم نمایشگاه. این شد که نتونستم چیزی بنویسم.اول اینکه نمایشگاه امسال بیشتر نمایشگاه قران و کتب دینی بود تا نمایشگاه کتاب. به هر صورت طبق عادت ۱۰-۱۱ سال گذشته من همیشه نمایشگاه رو میرم،و کلا قرار هم نیست به این راحتی ها بیخیال این قضیه بشم.
نمایشگاه که رفتم متوجه شدم بیشتر از کارهای کودک و نوجوان خوشم میاد خصوصا سبک فانتزی. به این نتیجه رسیدم که هنوز درست و حسابی بزرگ نشدم و گویا قراره یه بار دیگه با بیتا بزگ بشم (نه اینکه دوران بچگیم نیمه تموم مونده باشه :) شاید چون زیادی طول کشیده درگیرش موندم) به هر حال اکثر کتابهایی که گرفتم تو همین مایه ها بودن. البته به جز یه کار از مانا نیستانی (کابوس – انتشارات روزنه ) که اونم باز برمیگرده به گذشته (یک سری کمیک استریپ دنباله دار که به علت توقیف مجله توانا در اون موقع،نیمه تموم موند و بعدها مانا اونها رو تکمیل کرد. من برای اولین بار دو سال پیش خریدمش، و ایندفعه چون خواهرم هم خواستش برای اون خریدمش.) و یه کتاب از امبرتو اکو، “بائودولینو” که آقای رضا علیزاده (مترجم بزرگ کارهای تالکین) ترجمه کرده. و یه خبر خوب هم شنیدم، که کتاب تام بامبادیل تالکین هم زیر چاپه (امیدوارم با تر جمه علیزاده باشه) باقی کتابها تو ژانر فانتزی نوجوانانه.
دوم اینکه دیگه کاملا Ubuntu 10.04 – Lucid واسم جا افتاده و گذشته از معدود مشکلاتی که داشتم ازش لذت میبرم. در حقیقت بیتا که خیلی خوشش اومده از Compiz و افکتهایی که پنجره هاش دارن. کلی میخنده با افکتهای پنجره ها و چیزهای دیگه. یکی دوتا بازی هم پیدا کردم که بیشتر به خاطر خاطراتی که از بازیهای مشابه دارم بدجوری درگیرشون شدم. اولیش Pingus که دوباره سازی بازی Lemmings هستش. کوچکترین زمانی که داشته باشم درگیرش میشم :). در حقیقت بازی Lemmings خیلی سال پیش، بازی مورد علاقه من بود. اون یه سری آدمک بود و این یه سری پنگوئن. بازی بیشتر حالت معما داره،و شما باید با کمک ابزارهایی که دارید، پنگوئن ها رو به خونه برسونید. نمیدونم پورت ویندوز هم هست یا نه، ولی از دستش ندید. بامزست.
دومین بازی SuperTux هستش که تو مایه های SuperMario (نسخه اولیه که تو میکرو :) بازی میکردیم. ) طراحی شده. فقط اینجا قهرمان بازم یه پنگوئنه و اون موجودات عجیب غریب بیشتر شبیه یخ و برف هستن :) این SuperMario یه قسمتی از بچگی من حساب میشه و چه روزهایی از بچگیم که صرف این بازی نشده :) کلا بازی قشنگیه به امتحانش میارزه. الهام (به سبک قدیمی ترها “مادر بیتا” ) هم خیلی خوشش اومده ازش،البته همیشه از این سبک خوشش میومد. به هر صورت نسخه ویندوز هم هست و میتونید تست کنید.
کل این نوشته که مربوط شد به گذشته!!!
متفرقه-۲
اردیبهشت ۵م
اول اینکه بیتا چند روزی هست که مریضه و اصلا حس نوشتن ندارم. این بود که یه کم فاصله افتاد بین این نوشته و نوشته قبلی
دوم اینکه،منتظرم تا چند روز دیگه Ubuntu رو بگیرم، نسخه ۱۰.۰۴ که پنجشنبه میاد (۹ اردیبهشت)
سوم اینکه همین جوری رفتم برای گرفتن رفرنس CSS3 و دیدم که CSS2 هم بعد از ۱۰ سال یه اصلاحیه خورده (سپتامبر ۲۰۰۹ )اونم گرفتم، و بعد یه تبدیلش کردم به یه نسخه قابل استفاده در DevHelp (با ایجاد کردن یه فایل ایندکس و کلی دردسر، البته اگه RegEx در دسترس نبود :) ) این فایل رو که یه کم هم دستکاری شده همین جا میذارم تا کسانی که میخوان دانلود کنن، فقط یادتون باشه یه فایل CSS بود که از سایت W3C بارگزاری میشد که من اونو هم تو این اضافه کردم و فایلها رو دستکاری کردم که اون فایل CSS رو از لوکال باز کنن، که شاید بعضی ها دوست نداشته باشن. اگه مشکلی با این مساله داشتید خود فایل اصلی رو از W3C بگیرید و فقط یه فایل css21.devhelp تو این هست اونو توی فولدرش کپی کنید بعد کل فولدر رو توی
~/.local/share/devhelp/books
کپی کنید یا اینکه فولدر رو اونجا لینک کنید. فقط یادتون باشه اسم فولدر css21 باشه یا اینکه اسم فایل css21.devhelp رو عوض کنید با اسم پوشه ای که میسازید. همین و تمام.
طبیعیه که DevHelp باید نصب باشه.
همین :) فقط اینو نوشتم که یادم نره وبلاگ هم هست و گرنه مطلب اصلیمو چند وقته دارم آماده میکنم ولی هنوز تموم نشده با این مریضی بیتا :((
سال نو مبارک
فروردین ۱م
فقط خواستم بگم سال نو مبارک.
سال نو که شد یه نگاه کردم و دیدم هر چی که خواستم خدا بهم داده. یه زندگی فوق العاده آروم و شاد،یه خانواده کوچولو و دوست داشتنی. یه لینوکس خوشگل و بدون دردسر!! (شوخی نمیکنم به خدا!!!) آرامش و اعصاب راحت (هم تو زندگی هم تو عالم کامپیوتر) و ….
بیتا خانومم خوب و شاد و سرحاله ،قربونش برم شده یه پارچه آتیش. کلا اینکه خیلی خوشحالم و خیلی سال خوبی رو امیدوارم واسه همه و خودم.
خدا رو شکر که دو بیت مغزم جا نداره بدبختیاشو بشمره کلا فراموششون کرده. (اون نیمسوزه هم که جدیدا داره وبلاگ مینویسه وقت نداره که سر بخارونه چه رسد به اینکه بدبختی بشمره!!!)
اما یه چیزایی هست که ناراحتم میکنه و مثلا یکیش دوستمه (هم خونه ای دوران دانشگاهم) که بعد از ۱۰ سال چند روز پیش دیدمش، MS داره (واقعا این MS تو عالم واقعی هم بده دقیقا شبیه عالم کامپیوتر خدا نصیب هیچ کس نکنه!!!) دعا کنید واسه اون و همه مریضا ، من که دعام از یه وجب بالاتر از پیشونیم گم و گور میشه، ولی خوب شما دعا کنید. حالا دوست من نه،یه نگاه کنید دور و ورتون کلی آدم هست که نیاز دارن به همنوعاشون. هر کدوم یه جوری…. دریغ نکنیم اونچیزی که میتونیم در اختیار دیگران بذاریم حتی یه همدردی. یه دید بدون اینکه هدفمون شمردن بازدیدا باشه… (اوهو!! منو چه به این حرفای گنده گنده!! این حرفا رو فقط پدرم حق داره بگه اونم چون روم نمیشه بهش بگم نگو!!)
بازم میگم. سال نو مبارک!!!!
راستی بد گفتم از MS ولی امروز کار قشنگی کرد و اونم گذاشتن عکس سی و سه پل بود توی صفحه bing.com-البته ایرانو تو لیست کشوراش نداره ها!!!- منتظرم شاید گوگل هم یه کاری کرد بالاخره این اولین نوروز بین المللیه خوب!
گوگل هم مث هر سال اینکارو کرد ولی برای گوگل فارسی و میشه گفت که اصولا کاری نکرده! خوب به هر حال.








