یک وبلاگ دیگر از یک برنامه نویس دیگر
نوشتههایی با برچسب Eli
ربات مافیا – PHP
شهریور ۳۰م
بازی مافیا رو اولین بار وقتی دانشجو بودیم انجام دادم و متاسفانه چون توی فصل امتحانات بود و منم فارغ التحصیل زیاد قاطی قضیه نشدم :)
چند وقت پیش، دوست خوبم ایمان، سعی کرد بچه ها رو جمع کنه برای بازی تو Gtalk و همون موقع تصمیم گرفتم که این بازی رو به صورت یه ربات برای IRC پیاده سازی کنم. به عبارتی این ربات نقش خدا رو توی بازی انجام میده.
تو این بین، تجربه های جالبی هم داشتیم، تو همایش ZConf بازی رو به صورت حضوری انجام دادیم و بعد هم گویا ترکشهای این بازی به جشن اصفهان هم رسید و الی آخر!
اما ربات. تصمیم گرفتم که منتشرش کنم. قبلا هم راهنماشو نوشتم و حالا کد.
فقط یه لطفی کنید و اگه میخواید ازش استفاده کنید :
۱- خودتون دو تا Channel برای مافیا درست کنید اون اصلی ها رو که من ثبت کردم (##PMG و ##PMGMafais ) رو شما باید تغییر بدید. -module/mafia/MafiaGame.php-
۲-برای ربات هم یه اسم دیگه انتخاب کنید fzBot رو من ثبتش کردم :)
۳- همین دیگه خود دانید :) یادتون باشه این ربات فقط برای تفریح نوشته شده و من اصلا قصد انتشارشو یا حتی رسوندنش به این مرحله رو نداشتم، پس زیاد انتظار یه کد ایده آل نداشته باشید.
فعلا همین :) تا بعد که نسخه بعدیشو در بیارم، شاید یه تیپ دیگه و …
پ.ن : امروز تولد الیه. تولدت مبارک خانمی :)
و اینم Github : https://github.com/fzerorubigd/pmg
یه کم درباره گذشته….
اردیبهشت ۲۶م
چند وقتی بود که درگیر بودم. یه سر رفتم نمایشگاه. این شد که نتونستم چیزی بنویسم.اول اینکه نمایشگاه امسال بیشتر نمایشگاه قران و کتب دینی بود تا نمایشگاه کتاب. به هر صورت طبق عادت ۱۰-۱۱ سال گذشته من همیشه نمایشگاه رو میرم،و کلا قرار هم نیست به این راحتی ها بیخیال این قضیه بشم.
نمایشگاه که رفتم متوجه شدم بیشتر از کارهای کودک و نوجوان خوشم میاد خصوصا سبک فانتزی. به این نتیجه رسیدم که هنوز درست و حسابی بزرگ نشدم و گویا قراره یه بار دیگه با بیتا بزگ بشم (نه اینکه دوران بچگیم نیمه تموم مونده باشه :) شاید چون زیادی طول کشیده درگیرش موندم) به هر حال اکثر کتابهایی که گرفتم تو همین مایه ها بودن. البته به جز یه کار از مانا نیستانی (کابوس – انتشارات روزنه ) که اونم باز برمیگرده به گذشته (یک سری کمیک استریپ دنباله دار که به علت توقیف مجله توانا در اون موقع،نیمه تموم موند و بعدها مانا اونها رو تکمیل کرد. من برای اولین بار دو سال پیش خریدمش، و ایندفعه چون خواهرم هم خواستش برای اون خریدمش.) و یه کتاب از امبرتو اکو، “بائودولینو” که آقای رضا علیزاده (مترجم بزرگ کارهای تالکین) ترجمه کرده. و یه خبر خوب هم شنیدم، که کتاب تام بامبادیل تالکین هم زیر چاپه (امیدوارم با تر جمه علیزاده باشه) باقی کتابها تو ژانر فانتزی نوجوانانه.
دوم اینکه دیگه کاملا Ubuntu 10.04 – Lucid واسم جا افتاده و گذشته از معدود مشکلاتی که داشتم ازش لذت میبرم. در حقیقت بیتا که خیلی خوشش اومده از Compiz و افکتهایی که پنجره هاش دارن. کلی میخنده با افکتهای پنجره ها و چیزهای دیگه. یکی دوتا بازی هم پیدا کردم که بیشتر به خاطر خاطراتی که از بازیهای مشابه دارم بدجوری درگیرشون شدم. اولیش Pingus که دوباره سازی بازی Lemmings هستش. کوچکترین زمانی که داشته باشم درگیرش میشم :). در حقیقت بازی Lemmings خیلی سال پیش، بازی مورد علاقه من بود. اون یه سری آدمک بود و این یه سری پنگوئن. بازی بیشتر حالت معما داره،و شما باید با کمک ابزارهایی که دارید، پنگوئن ها رو به خونه برسونید. نمیدونم پورت ویندوز هم هست یا نه، ولی از دستش ندید. بامزست.
دومین بازی SuperTux هستش که تو مایه های SuperMario (نسخه اولیه که تو میکرو :) بازی میکردیم. ) طراحی شده. فقط اینجا قهرمان بازم یه پنگوئنه و اون موجودات عجیب غریب بیشتر شبیه یخ و برف هستن :) این SuperMario یه قسمتی از بچگی من حساب میشه و چه روزهایی از بچگیم که صرف این بازی نشده :) کلا بازی قشنگیه به امتحانش میارزه. الهام (به سبک قدیمی ترها “مادر بیتا” ) هم خیلی خوشش اومده ازش،البته همیشه از این سبک خوشش میومد. به هر صورت نسخه ویندوز هم هست و میتونید تست کنید.
کل این نوشته که مربوط شد به گذشته!!!






