zenity بخش اول
تیر ۲۶م, ۱۳۸۹
زنیتی (zenity) یک برنامه کوچک برای نمایش دیالوگ GTK+ از طریق خط فرمانه. این برنامه مجموعه کاملی از دیالوگها رو ارایه میده که میتونه برای نوشتن یک اسکریپت که دیگه از خط فرمان خارج بشه خیلی مفیده. به ترتیب دیالوگهای اون و انتخابهای (Options ) مربوط به هر دیالوگ رو توضیح میدم.
پیشنیار :
طبیعیه که zenity باید نصب بشه. برای نصبش :
# For ubuntu : apt-get install zenity # For Archlinux pacman -S zenity # Fedora yum install zenity
برای اجرای اون :
zenity [options...]
اما دیالوگهایی که zenity پشتیبانی میکنه.
- تقویم
- ورودی متن
- نمایش پنجره خطا
- انتخاب فایل
- نمایش پنجره اطلاعات
- لیست قابل انتخاب
- آیکون در System Tray
- دیالوگ پروگرس
- پنجره سوال
- پنجره حاوی متن بلند (مثل لیسانس)
- هشدار
- انتخاب عدد توسط اسلایدر
بعد از یک توضیح مختصر درباره انتخابهای عمومی یکی به یکی همه اینها رو معرفی میکنم (البته بیشتر از یک پست نیازه)
خواندن ادامه این مطلب »
اسکریپت نصب فونت فارسی برای لینوکس
خرداد ۱۷م, ۱۳۸۹
تعداد فونتهایی که به لیست اضافه شدن الان دیگه خیلی بیشتره. فقط هم محدود به XB Fonts نمیشه، الان فونتهای farsiweb و فونتهای B و چند تا فونت دیگه هم اضافه شدن. شاید بعدا بیشتر هم بشه :) چون اسکریپت لیستاشو آنلاین میگیره بنابراین مشکلی وجود نداره و هر زمان که بخواید میتونید ازش استفاده کنید.
مساله فونتهای فارسی همیشه دردسر ساز بوده، از همون اول هم مشکل داشتیم با قضیه “ی” و “ک” و کلی مسایل دیگه. سری فونتهای زیادی اومدن، اول بدون هیچ پسوند پیشوندی، مثلا Zar بعد مشکل پیش اومد با دو حرف “ی” و “ک” یه سری فونت جدید اومد تو بازار که همه با B شروع میشدن، بعد یه سری که با 1 شروع میشدن و همینطور الا آخر.
اینبار یه سری فونت هست که با XB شروع میشن و هم تکنولوژی OpenType رو پشتیبانی میکنن و هم Apple Advanced Typography و اخیرا چون با لاتک زیاد سر و کار داشتم، خیلی کمکم کردن.
از طرفی نصب فونت توی لینوکس زیادی دردسر داره، گرچه الان خیلی راحت تر شده (با Gnome 2.30 ) ولی در هر صورت بازم باب طبع من نبود. این بود که یه اسکریپت کوچیک نوشتم که کمک میکنه تا فونتها رو مستقیما دانلود و نصب کنید.
برای دانلود فونتها از wget یا axel استفاده میشه. wget که پیشفرض این اسکریپته، معمولا نصبه رو اکثر سیستمها. اما axel هم بد نیست خصوصا اینکه قابلیت چند تکه کردن فایل هنگام دانلود رو هم داره. اگه میخواید از axel استفاده کنید اول نصبش کنید. مثلا تو اوبونتو :
خواندن ادامه این مطلب »
Lucid Lynx و من!
اردیبهشت ۹م, ۱۳۸۹
اول مهمترین کار برای تغییر سیستم عامل، هر چی که باشه، گرفتن پشتیبانه. امروز (دقیقا الان) هنوز اوبونتو ۱۰.۰۴ نیومده و من دارم تو فروم میچرخم. به این برخوردم :
Backups are overrated. There’s nothing like the adrenalin surge when you tell the partitioner not to format your 700GB /home and pray it obeys.
نمیدونم چرا، ولی کلی خندیدم، نه اینکه “چقدر خنده دار بود” یا اینکه “یه لبخند” یا نهایتا یه “خنده کوتاه” نه! یه خنده دقیقا ۵ دقیقه ای با صدای بلند، البته نسبتا! دقیقا مثل وقتی که چاپلین با پاهاش توی limelight بازی میکرد (تو آخرین نمایش، خصوصا اینکه میدونستم آخرش تلخه!) نمیدونم، شاید اینقدرها هم خنده دار نباشه ولی این منم. یعنی اگه میخواستم در مورد خودم و نظرم درباره پشتیبان گرفتن بنویسم از این بهتر نمیتونستم یه جمله بگم!
فایلهای CHM و لینوکس
اسفند ۲۵م, ۱۳۸۸
یکی از مشکلات من برای مهاجرت به لینوکس، فایلهای CHM بود. فایلهایی که به این صورت هستن،در حقیقت خیلی زیادن. کلی e-Book بود و راهنمای خیلیی از ابزارهایی که استفاده میکنم هم به این فرمت هست. مثلا PHP، البته مثلا برای این یکی میشه یه جور دیگه هم دانلود کرد مثلا به فرمت HTML معمولی (تعداد زیادی فایل) که باب طبع من نیست. مدیریت این خیلی راحت تره، معمولا امکان جستجوش که خیلی مهمه و عنوانبندی هم میتونه مفید باشه. حالا ایندکس زیاد مهم نیست.
البته میشه ازwine هم استفاده کرد، ولی این رو اصلا به عنوان یه راه حل در نظر نمیگیرم چون اصولا ترجیح میدم که از خود لینوکس استفاده کنم، اگه ویندوز میخواستم که مهاجرت نمیکردم!!! توی برنامه های لینوکس نمایشگرهای مناسبی هست. همه رو امتحان کردم، بد نبودن (غیر از kchmviewer که امتحان نکردم و نمیدونم) اما باز هم همه مشکل داشتن. مهمترین مشکل این بود که بی دلیل یهو میپریدن بیرون. همین!! نمیدونم چه مرگشون بود! علاوه بر این با بوکمارکهای وسط صفحه مشکل داشتن (دست کم اونی که من ازش خوشم اومد مشکل داشت CHM Viewer ). یعنی لینک به وسط صفحه رو میرفت به اول صفحه که خوب این خیلی بد بود :) این شد که بازم گشتم دنبال یه راه حل مناسب تر.
آخر سر به این نتیجه رسیدم که بهتره یه راهی پیدا کنم که فرمت CHM رو با یه فرمتی تو لینوکس عوض کنم. انتخابم هم DevHelp بود. بعد از کلی گشتن راهشو پیدا کردم. یه برنامه مناسب برای تبدیل فایل های CHM به DevHelp و نصب اونها توی DevHelp.
خواندن ادامه این مطلب »
لینوکس و شوقی که گم کرده بودم
بهمن ۲۱م, ۱۳۸۸
خیلی سال پیش، وقتی برای اولین بار یک کامپیوتر دیدم،بلافاصله فهمیدم که کلا همه زندگی ام عوض شده. شاید قبل تر متوجه شده بودم، وقتی که اول ابتدایی بودم و آتاری را برای اولین بار دیدم و آن بازی هواپیمای معروف را! طوری بود که با اینکه به جای مدرسه در یک دژ نظامی بودیم من از مدرسه فرار میکردم و به این کلوپهای آتاری میرفتم. بچه اول ابتدایی وقتی گردن کلفتهای پنجم مثل سگ میترسیدند از ترکه ناظم و مدیر!! البته همیشه انقدر حواسم جمع بود که گیر نیفتم :) -ریزه میزه بودم، بر خلاف الان، وکلاسها هم که به برکت تئوری فرزند بیشتر کوپن بیشتر ۴۰-۵۰ نفره بودن و یک معلم بیچاره که اگه تا ظهر اسم خودشو یادش میموند شاهکار کرده بود و اصلا نمیفهمید کی هست کی نیست تو این میزای ۴ نفره! البته بگذریم از اون دفعاتی که رفقا زحمت لو دادن رو میکشیدن!
اولین بار،برادر بزرگترم در مورد الگوریتم و کشیدن فلوچارت کمی برایم توضیح داد و طوری شده بود که مثل یک مریض روانی شده بودم، برای هر چیزی الگوریتم مینوشتم ،هر چیزی!
تا بالاخره برنامه نویسی را شروع کردم،به صورت جدی.
کم کم ، غرق شدم. باز هم به صورت جدی.
کم کم معتاد شدم به صورت جدی! و آخر سر متوجه شدم که هیچ لذتی وجود ندارد، شوقی برای یاد گرفتن ندارم، چون خیلی بی معنی شده، چی باید یاد بگیرم؟ اینجا کلیک کن، اونجوری میشه، فلان Api فلان کارو میکنه،همینه که هست! اگه اضافه میخوای بشین ببین فلان کمپانی تغییری میده تو اصل این قضیه؟ به یه باگ برخوردی؟ خوب منتظر شو تا پچش بیاد.
آخرش؟ فلان زبان برنامه نویسی رو با بهمان IDE حرفه ای شدی؟ دمت گرم! ولی شرمندتم، کمپانی صاحبش تصمیم گرفته که کلا از بیخ و بن عوضش کنه! اگه میخوای به روز پیش بری همینه که هست!
اونوقت بود که تصمیم گرفتم! شاید همین بیهودگی بود که تصمیم گرفتم دست بردارم از اون چیزی که بهش میگن راحتی! بهش میکن فراوانی نرم افزار، بهش میگن راحتی نصب درایور، بهش میگن بهترین محیط برای بازی (بازی، شوقی که هنوز هم دارم! میترسم دخترم که بزرگتر شد عاقل اندر سفیه نگاهم کنه! کما اینکه الان خیلی ها اینکارو میکنن.)
آره،یه حقیقته که هنوز مشکل دارم با درایور کارت گرافیکم، هنوز نتونستم خیلی کارها رو به همون راحتی انجام بدم که قبلا انجام میدادم، خیلی چیزها نیست!! آره خیلی بازیها رو از دست دادم! ولی حالا انگار که دوباره دارم از مدرسه فرار میکنم که سری بزنم به کلوپ آتاری کوچه بالایی، انگار هنوز دارم رشوه میدم به هم میزی هام. انگار هنوز دارم واسه حل کردن یه تناسب ساده الگوریتم مینویسم.
نمیدونم شاید با مزه باشه ولی فقط نوشتن یه اسکریپت ساده، خیلی ساده واسه تغییر اسم یه سری فایل بر اساس یه الگوی خیلی ساده باعث شد که این پستو بنویسم. با مزه تر اینکه اینکارو تو ویندوز خیلی ساده با یه دستور ren انجام میدادم و اصلا حتی یک بار هم فکر نمیکردم که انجام چنین کاری، چنین شوقی را برایم ایجاد کند.
واسه خنده، ببینید این اسکریپتو :
#!/bin/sh
for i in *
do
if [ "${i##*.}" = "zip" ]
then
#echo $i appears to be a Zip.
ext=cbz
elif [ "${i##*.}" = "rar" ]
then
#echo $i appears to be a RAR.
ext=cbr
else
#echo $i appears to be a not supported.
continue
fi
j=`echo $i | cut -d . -f 1`
j=$j"."$ext
mv "$i" "$j"
done
حرفه ای ها نخندن! (دوست داری بخندی هم بخند، شاید خوشحال هم شدم!) فقط برای تغییر پسوند آرشیوهای کمیکم، کاری که قبلا اینطوری انجام میدادم :
ren *.zip *.cbz ren *.rar *.cbr
آره، من این سادگی رو نمیخوام. فقط همین!
