یک وبلاگ دیگر از یک برنامه نویس دیگر
نوشتههایی با برچسب Ubuntu
Bash GUI for wget
خرداد ۲۹م
اینبار هم میخوام بازم یه اسکریپت رو که تازه نوشتم معرفی کنم البته میخوام یه کم با توضیح بیشتر این رو بنویسم، شاید به درد کسی خورد. zenity یه برنامه سادست که به شما امکان ایجاد یک سری دیالوگ از طریق خط فرمان رو میده،البته این سری فقط با یه دیالوگ از این سری کار داریم، ولی اگه وقت بشه در آینده ای نه چندان دور (همین ماه تیر) درباره این برنامه با یه سری مثال، کاملتر مینویسم.
برنامه wget رو احتمالا میشناسید، امکان دانلود یک فایل رو به شما میده و با کمک اون میتونید خیلی کارهای دیگه (از قبیل دانلود یه سایت به صورت کامل) رو انجام بدید. این برنامه به صورت خط فرمانیه و برای استفاده از اون باید از ترمینال استفاده کنید. قصد دارم اسکریپتی بنویسم که این برنامه دانلود رو به صورت GUI داشته باشیم و نه به صورت خط فرمان، فقط با استفاده از bash .
اولین بار توی فروم اوبونتو به این کد برخوردم (خودتون فروم رو ببینید، من همین راه حل رو اونجا هم اضافه کردم) ولی اون یه سری مشکلات داشت، منجمله اینکه تا پایان دانلود صبر میکرد، یک دفعه میپرید آخر، اگه کاربر دکمه لغو رو میزد درست عمل نمیکرد، راه حلهای ارایه شده هم زیاد جالب نبودن.
این شد که من این اسکریپت رو نوشتم:
ادامه مطلب
یه کم درباره گذشته….
اردیبهشت ۲۶م
چند وقتی بود که درگیر بودم. یه سر رفتم نمایشگاه. این شد که نتونستم چیزی بنویسم.اول اینکه نمایشگاه امسال بیشتر نمایشگاه قران و کتب دینی بود تا نمایشگاه کتاب. به هر صورت طبق عادت ۱۰-۱۱ سال گذشته من همیشه نمایشگاه رو میرم،و کلا قرار هم نیست به این راحتی ها بیخیال این قضیه بشم.
نمایشگاه که رفتم متوجه شدم بیشتر از کارهای کودک و نوجوان خوشم میاد خصوصا سبک فانتزی. به این نتیجه رسیدم که هنوز درست و حسابی بزرگ نشدم و گویا قراره یه بار دیگه با بیتا بزگ بشم (نه اینکه دوران بچگیم نیمه تموم مونده باشه :) شاید چون زیادی طول کشیده درگیرش موندم) به هر حال اکثر کتابهایی که گرفتم تو همین مایه ها بودن. البته به جز یه کار از مانا نیستانی (کابوس – انتشارات روزنه ) که اونم باز برمیگرده به گذشته (یک سری کمیک استریپ دنباله دار که به علت توقیف مجله توانا در اون موقع،نیمه تموم موند و بعدها مانا اونها رو تکمیل کرد. من برای اولین بار دو سال پیش خریدمش، و ایندفعه چون خواهرم هم خواستش برای اون خریدمش.) و یه کتاب از امبرتو اکو، “بائودولینو” که آقای رضا علیزاده (مترجم بزرگ کارهای تالکین) ترجمه کرده. و یه خبر خوب هم شنیدم، که کتاب تام بامبادیل تالکین هم زیر چاپه (امیدوارم با تر جمه علیزاده باشه) باقی کتابها تو ژانر فانتزی نوجوانانه.
دوم اینکه دیگه کاملا Ubuntu 10.04 – Lucid واسم جا افتاده و گذشته از معدود مشکلاتی که داشتم ازش لذت میبرم. در حقیقت بیتا که خیلی خوشش اومده از Compiz و افکتهایی که پنجره هاش دارن. کلی میخنده با افکتهای پنجره ها و چیزهای دیگه. یکی دوتا بازی هم پیدا کردم که بیشتر به خاطر خاطراتی که از بازیهای مشابه دارم بدجوری درگیرشون شدم. اولیش Pingus که دوباره سازی بازی Lemmings هستش. کوچکترین زمانی که داشته باشم درگیرش میشم :). در حقیقت بازی Lemmings خیلی سال پیش، بازی مورد علاقه من بود. اون یه سری آدمک بود و این یه سری پنگوئن. بازی بیشتر حالت معما داره،و شما باید با کمک ابزارهایی که دارید، پنگوئن ها رو به خونه برسونید. نمیدونم پورت ویندوز هم هست یا نه، ولی از دستش ندید. بامزست.
دومین بازی SuperTux هستش که تو مایه های SuperMario (نسخه اولیه که تو میکرو :) بازی میکردیم. ) طراحی شده. فقط اینجا قهرمان بازم یه پنگوئنه و اون موجودات عجیب غریب بیشتر شبیه یخ و برف هستن :) این SuperMario یه قسمتی از بچگی من حساب میشه و چه روزهایی از بچگیم که صرف این بازی نشده :) کلا بازی قشنگیه به امتحانش میارزه. الهام (به سبک قدیمی ترها “مادر بیتا” ) هم خیلی خوشش اومده ازش،البته همیشه از این سبک خوشش میومد. به هر صورت نسخه ویندوز هم هست و میتونید تست کنید.
کل این نوشته که مربوط شد به گذشته!!!
Lucid Lynx و من!
اردیبهشت ۹م
اول مهمترین کار برای تغییر سیستم عامل، هر چی که باشه، گرفتن پشتیبانه. امروز (دقیقا الان) هنوز اوبونتو ۱۰.۰۴ نیومده و من دارم تو فروم میچرخم. به این برخوردم :
Backups are overrated. There’s nothing like the adrenalin surge when you tell the partitioner not to format your 700GB /home and pray it obeys.
نمیدونم چرا، ولی کلی خندیدم، نه اینکه “چقدر خنده دار بود” یا اینکه “یه لبخند” یا نهایتا یه “خنده کوتاه” نه! یه خنده دقیقا ۵ دقیقه ای با صدای بلند، البته نسبتا! دقیقا مثل وقتی که چاپلین با پاهاش توی limelight بازی میکرد (تو آخرین نمایش، خصوصا اینکه میدونستم آخرش تلخه!) نمیدونم، شاید اینقدرها هم خنده دار نباشه ولی این منم. یعنی اگه میخواستم در مورد خودم و نظرم درباره پشتیبان گرفتن بنویسم از این بهتر نمیتونستم یه جمله بگم!
متفرقه-۲
اردیبهشت ۵م
اول اینکه بیتا چند روزی هست که مریضه و اصلا حس نوشتن ندارم. این بود که یه کم فاصله افتاد بین این نوشته و نوشته قبلی
دوم اینکه،منتظرم تا چند روز دیگه Ubuntu رو بگیرم، نسخه ۱۰.۰۴ که پنجشنبه میاد (۹ اردیبهشت)
سوم اینکه همین جوری رفتم برای گرفتن رفرنس CSS3 و دیدم که CSS2 هم بعد از ۱۰ سال یه اصلاحیه خورده (سپتامبر ۲۰۰۹ )اونم گرفتم، و بعد یه تبدیلش کردم به یه نسخه قابل استفاده در DevHelp (با ایجاد کردن یه فایل ایندکس و کلی دردسر، البته اگه RegEx در دسترس نبود :) ) این فایل رو که یه کم هم دستکاری شده همین جا میذارم تا کسانی که میخوان دانلود کنن، فقط یادتون باشه یه فایل CSS بود که از سایت W3C بارگزاری میشد که من اونو هم تو این اضافه کردم و فایلها رو دستکاری کردم که اون فایل CSS رو از لوکال باز کنن، که شاید بعضی ها دوست نداشته باشن. اگه مشکلی با این مساله داشتید خود فایل اصلی رو از W3C بگیرید و فقط یه فایل css21.devhelp تو این هست اونو توی فولدرش کپی کنید بعد کل فولدر رو توی
~/.local/share/devhelp/books
کپی کنید یا اینکه فولدر رو اونجا لینک کنید. فقط یادتون باشه اسم فولدر css21 باشه یا اینکه اسم فایل css21.devhelp رو عوض کنید با اسم پوشه ای که میسازید. همین و تمام.
طبیعیه که DevHelp باید نصب باشه.
همین :) فقط اینو نوشتم که یادم نره وبلاگ هم هست و گرنه مطلب اصلیمو چند وقته دارم آماده میکنم ولی هنوز تموم نشده با این مریضی بیتا :((
فایلهای CHM و لینوکس
اسفند ۲۵م
یکی از مشکلات من برای مهاجرت به لینوکس، فایلهای CHM بود. فایلهایی که به این صورت هستن،در حقیقت خیلی زیادن. کلی e-Book بود و راهنمای خیلیی از ابزارهایی که استفاده میکنم هم به این فرمت هست. مثلا PHP، البته مثلا برای این یکی میشه یه جور دیگه هم دانلود کرد مثلا به فرمت HTML معمولی (تعداد زیادی فایل) که باب طبع من نیست. مدیریت این خیلی راحت تره، معمولا امکان جستجوش که خیلی مهمه و عنوانبندی هم میتونه مفید باشه. حالا ایندکس زیاد مهم نیست.
البته میشه ازwine هم استفاده کرد، ولی این رو اصلا به عنوان یه راه حل در نظر نمیگیرم چون اصولا ترجیح میدم که از خود لینوکس استفاده کنم، اگه ویندوز میخواستم که مهاجرت نمیکردم!!! توی برنامه های لینوکس نمایشگرهای مناسبی هست. همه رو امتحان کردم، بد نبودن (غیر از kchmviewer که امتحان نکردم و نمیدونم) اما باز هم همه مشکل داشتن. مهمترین مشکل این بود که بی دلیل یهو میپریدن بیرون. همین!! نمیدونم چه مرگشون بود! علاوه بر این با بوکمارکهای وسط صفحه مشکل داشتن (دست کم اونی که من ازش خوشم اومد مشکل داشت CHM Viewer ). یعنی لینک به وسط صفحه رو میرفت به اول صفحه که خوب این خیلی بد بود :) این شد که بازم گشتم دنبال یه راه حل مناسب تر.
آخر سر به این نتیجه رسیدم که بهتره یه راهی پیدا کنم که فرمت CHM رو با یه فرمتی تو لینوکس عوض کنم. انتخابم هم DevHelp بود. بعد از کلی گشتن راهشو پیدا کردم. یه برنامه مناسب برای تبدیل فایل های CHM به DevHelp و نصب اونها توی DevHelp.
ادامه مطلب






